close
تبلیغات در اینترنت
بانک اشعار مذهبی حرم شاه -هر روز ، به روز می شود
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - به لطف مادر سادات - حرم شاه هر روز به روز می شود
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
اگه تو بخوای خدا هم کمکت می کنه... 1 523 fereshte_rajabi
کانال سبک های سینه زنی , مدح و مولودی حرم شاه (کانال دوم) 0 265 khadem
مناجات و دعا_حضرت اباعبدالله علیه السلام_کربلایی حسن حسینخانی 0 417 khadem
تولد امام 0 589 fns4565
یک کلمه کافیست... 0 478 fns4565
اگر جلوی خود را نگیریم... 0 423 fns4565
مسابقه با شیطان... 0 402 fns4565
روضه جانسوز_سالروز تخریب قبور ائمه بقیع صلوات الله علیهم اجمعین_ گریز روضه حضرت زهرا 0 529 khadem
روضه شب اول محرم_ روضه حضرت مسلم علیه السلام و گریز روضه حضرت زهرا سلام الله علیها_94 0 481 khadem
روضه شب دوم محرم_ روضه ورود به كربلا_محرم94_ حاج میثم مطیعی 0 403 khadem
روضه شب سوم محرم_ روضه حضرت رقیه سلام الله علیها_محرم94_ حاج میثم مطیعی_قسمت اول 0 335 khadem
روضه مسلم بن عقیل_ شب اول محرم94_سید مهدی میرداماد_قسمت پایانی 0 263 khadem
روضه مسلم بن عقیل_ شب اول محرم94_سید مهدی میرداماد_قسمت اول 0 179 khadem
روضه_ عبدالعظیم الحسنی علیه السلام_ سید مهدی میرداماد 0 146 khadem
روضه_ وفات عبدالعظیم الحسنی و روضه شهادت حمزه سیدالشهداء علیهما السلام_ سید مهدی میرد 0 148 khadem
مطلب ثابت سایت
دوشنبه 21 ارديبهشت 1394 ساعت 9:22 | بازدید : 423 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کانال تلگرام حرم شاه - جهت عضویت کلیک کنید

https://telegram.me/harameshah2

 


سلام .لطفا از ارسال اشعار تكراري خودداري نماييد.براي ما سخت هست كه شعري ارسال كنيد و از بارگذاريش معذور باشيم.قبل از ارسال شعر ، شعر را در قسمت جستجوي سايت بالاي صفحه جستجو نماييد.اگر در سايت نبود. براي ما لطف کنید و ارسال كنيد.

ممنون از ذره پروري شما عزيزان دل


 

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 22
|
مجموع امتیاز : 112


با دلی پرغم سیه پوش عزایت میشوم آستان بوس حریم باصفایت میشوم
چهارشنبه 10 شهريور 1395 ساعت 8:15 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

یا جواد الائمه ادرکنی

 

با دلی پرغم سیه پوش عزایت میشوم
آستان بوس حریم باصفایت میشوم


از دعای حضرت زهرا(س)و لطف بی حَدش
باز هم مهمان بَزم روضه هایت میشوم


تا که حرف از کاظمین و مرقد تو میشود
جان تو بَدجور دلتنگ هوایت میشوم


چشم را می بَندم و همراه کفترهای طوس
زائر بارانی صحن و سرایت میشوم


پشت سر باب الجَواد و روبرو باب المُراد
هر طرف رو میکنم غرق عطایت میشوم


پَرشکسته میکِشم خود را به سمت و سوی تو
مُعتکف در گوشه ی ایوان طلایت میشوم


نوید طاهری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


روزدن خوب است وقتی دست رد درکار نیست مرگ بر هر عاشقی که عاشق اصرار نیست خواب خوش کردن حرامش میشود تا
سه شنبه 09 شهريور 1395 ساعت 18:2 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روزدن خوب است وقتی دست رد درکار نیست
مرگ بر هر عاشقی که عاشق اصرار نیست

خواب خوش کردن حرامش میشود تا به ابد
هرکسی پشت درت تا به سحر بیدار نیست

تو نگفته میدهی و ما نگفته میرویم
مطلقا اینجا نیاز خواهش بسیار نیست

هر کریمی لطف خود را کرد بر سائل ولی
هیچکس لطفش به ما جزتو به این مقدار نیست

هرکسی دستش به دامانت نیامد خار هست
هرکسی دستش به دامان تو آمد خار نیست

هشت ساله هم اگر باشی بزرگ ما تویی
در مقام قرب سن و سال که معیار نیست

فرش زیر پای خود را هم به سائل داده ای
تا که دیدی چیز دیگر در ته انبار نیست

کاظمین الغیظ یعنی حضرت موسی و تو
محضر جد و نواده کارها دشوار نیست

مشت میکوبیدی از غمهای مادر بر زمین
آتشی روی دلت چون آتش مسمار نیست

سالها گفتی به اشک چشم و باسوز جگر
حق حوریه عذاب کوچه و دیوار نیست


 سید پوریا هاشمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عابر دم عبور اگر غصه می‎خورد از غربتش میان گذر غصه می‎خورد دیگر کسی به خیمه‎ی او سر نمی‎زند می‎ا
سه شنبه 09 شهريور 1395 ساعت 18:2 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عابر دم عبور اگر غصه می‎خورد
از غربتش میان گذر غصه می‎خورد

دیگر کسی به خیمه‎ی او سر نمی‎زند
می‎ایستد خودش دم در غصه می‎خورد

خیلی ز دردهای گدا درد می‎کشد
بر حال ما شبیه پدر غصه می‎خورد

دنبال سوز ماست، به فکر نجات ماست
وقتی که می‎دهیم ضرر غصه می‎خورد

از دست شیعیان چقدر گریه می‎کند
از دست شیعیان چقدر غصه می‎خورد

ما بی‏‎خیال بی‎کسی او شدیم و یار
در گوشه‎ای سحر به سحر غصه می‎خورد

او بانی زیارت کرب و بلای ماست
جامانده‎ایم ما ز سفر غصه می‎خورد

امروز هم دوباره به گودال رفته است
دارد برای نیزه و سر غصه می‎خورد

شاعر؟؟؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هرچه جوان از دست و پا افتاده باشد زشت است پیش چشمها افتاده باشد ای کاش با افتادنش طشتی نکوبند روی زم
سه شنبه 09 شهريور 1395 ساعت 17:59 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هرچه جوان از دست و پا افتاده باشد
زشت است پیش چشمها افتاده باشد

ای کاش با افتادنش طشتی نکوبند
روی زمین بی سر صدا افتاده باشد

تلخ است همسر زهر همسر را بنوشد
مردی ز ظلم آشنا افتاده باشد

انصاف اصلا نیست در بیرون برقصند
در حجره اش آقای ما افتاده باشد

در راه پشت بام میبیند مصیبت
پیکر که بین پله ها افتاده باشد

هرجا بیوفتد روزگارش کربلاییست
فرقی ندارد که کجا افتاده باشد

ای وای اگر در ازدحام سخت گودال
روی تنی سرنیزه ها افتاده باشد

این آبرودار قبیله ست و روا نیست
عریان دراین صحرا رها افتاده باشد


سید پوریا هاشمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دستش همیشه باز و خداوند جود ، بود روی لب ملک ز ثنایش سرود ، بود تنها دلیل خلقت هر آنچه بود ، بود عرش خ
دوشنبه 08 شهريور 1395 ساعت 14:23 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ترکیب بند مدح و شهادت امام جواد ع

دستش همیشه باز و خداوند جود ، بود
روی لب ملک ز ثنایش سرود ، بود

تنها دلیل خلقت هر آنچه بود ، بود
عرش خدای عزوجل را عمود ، بود

 عالم ز درک مرتبتش کل روز را
نزد مقام و منزلتش در سجود بود

با اینکه از عوام فقط ناسزا شنید
روی لبش همیشه سلام و درود ،بود

مولا مدال و رتبه ای از شاه طوس داشت
از هر شعاع پرتوی شمسش، شموس داشت

در عصر خویش والی نور و امام شد
قائم مقام حضرت خیرالانام شد

فرقی نداشت ... با همه "طی اللسان" داشت
با نوح و کوه و روح و ملک همکلام شد

هر ذره از وجود خودش را فدا نمود
تا اینکه نزد شهر "هو الحق" بنام شد

آنقدر روح پاک و شریفش مبارک است
در کاظمین ، بانی "دارالسلام" شد

"مولای کل مومن" و ایمان محض بود
عالم تمام جسم، و او جان محض بود

کم های نطق بی مثلش ازدیاد داشت
در اوج غم دلی شعف انگیز و شاد داشت

حبل اللهی که تا به خدا امتداد داشت
حالی عجیب موقع هر بامداد داشت

آنقدر دلبری ز خلایق نمود که
جا در میان "صحن عزیز" فؤاد داشت

از لطف آن خزانه ی غیبش جواد بود
مال و منال و در و گوهر هم زیاد داشت

اما همیشه از کرمش بذل مال کرد
مردم "الف" ، و قامت خود مثل "دال" کرد

تشنه میان حجره به دنبال آب بود
هردم به یاد طفل رضیع رباب بود

وقتی که رقص و هلهله کردند پشت در
قلبش برای حضرت زینب کباب بود

آن لحظه که نوای "حسن جان" از او دمید
رنگی نداشت بر رخ و در اضطراب بود

مثل حسن غریب و جگر سوز کشته شد
مثل حسین زیر جبینش تراب بود

صد شکر نیزه ای به دهانش نخورده بود
صد شکر خیزران به لبانش نخورده بود

 جعفر ابوالفتحی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


گنبدت مال خودت من فکر راهی دیگرم فکر دستی مهربان و سرپناهی دیگرم گندم صحن تورا خوردم که درفکر حرم م
دوشنبه 08 شهريور 1395 ساعت 13:38 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

گنبدت مال خودت من فکر راهی دیگرم
فکر دستی مهربان و سرپناهی دیگرم

گندم صحن تورا خوردم که درفکر حرم
مثل آدم دم به دم درگیر آهی دیگرم

آدم ازجنت به درشد من ز صحن انقلاب
او گناهی دیگر است و من گناهی دیگرم

خلقت آدم اگر که اشتباهی بود، من؛
اشتباهی محض روی اشتباهی دیگرم

نیمی از خود را به جنگ نیم دیگر برده ام
دل سپاهی دیگر است و من سپاهی دیگرم

چون کلاغی که میان کفترانت گم شده است
من هم آری درحریمت روسیاهی دیگرم

چارراه خسروی و بیقراری های من
من که در هر چارراهی،چارراهی دیگرم

ماه را می بینم و با آه می گویم به او
من خودم درگیر جزرومدِّ ماهی دیگرم

حال که من را نمی خواهی میان شهر قم
راهیِ صحن و سرا و بارگاهی دیگرم

مهدی رحیمی زمستان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به روی سینه ها مهر شهادت به لب إِنّا إِلَیهِ رَاجِعُون است جوانان بنی هاشم بیایید عقیله بین کفار زب
یکشنبه 07 شهريور 1395 ساعت 16:1 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حریم زینبی در خاک و خون است
یقینا فتنه تا مرز جنون است
در باغ شهادت را گشودند
دوباره بانگ أینَ الراسخون است
به روی سینه ها مهر شهادت
به لب إِنّا إِلَیهِ رَاجِعُون است
جوانان بنی هاشم بیایید
عقیله بین کفار زبون است
مگر کنا معک ذکر شما نیست؟
یقینا ظهر عاشورا کنون است
ز هر جان بر کفی پیشی بگیرید
زمان در پیچ و تاب عاصفون است
دوباره خاک با خون گشته سیراب
که حتی وقت جهد خامدون است
دوباره رفته قرآن ها به نیزه
که این تنها ز رسم قاسطون است
اگر مردانه با دشمن بجنگید
به حق از ریشه دشمن سرنگون است
بیا ناجی پناه خستگان باش
که ظلم و کینه تا مرز جنون است.

 

مریم بوستانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حس من این است هردم بی وفاتر می شوم دائما از یوسف زهرا جداتر می شوم اشک هایش را نمی فهمد دل آلوده ام
شنبه 06 شهريور 1395 ساعت 10:49 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حس من این است هردم بی وفاتر می شوم

دائما از یوسف زهرا جداتر می شوم

اشک هایش را نمی فهمد دل آلوده ام

هر چه یادم می کند بی اعتناتر می شوم

بنده ای بی دست و پا هستم، زمان معصیت…

… دست و پا گم می کنم، بی دست و پاتر می شوم

جای من العفو می گوید که راهم می دهند

من ولی جای تشکر بی حیاتر می شوم

با همه رسوایی ام وقتی به دادم می رسد

با نگاه مهربانش آشناتر می شوم

هر چه هم بد باشم آخر سائل این خانه ام

با گدایی کریمان پر بهاتر می شوم

بر دل آلوده ی خود آب و جارو می زنم

چون که با این گریه کردن با صفاتر می شوم

در میان روضه از نفسم رهایم می کنند

با سلامی بر حسین از خود رهاتر می شوم

درد من جان کندن آقا است زیر نیزه ها

حاجت درمان ندارم، مبتلاتر می شوم

 

محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ای تجلی گاه رب العالمین جلوه هفت آسمان روی زمین روشنی بخش سحر شب های تو راز بسم الله با لبهای تو دست
جمعه 05 شهريور 1395 ساعت 9:23 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای تجلی گاه رب العالمین
جلوه هفت آسمان روی زمین
روشنی بخش سحر شب های تو
راز بسم الله با لبهای تو
دست تو در دست رحمن الرحیم
چشم بینای صراط المستقیم
با تو تنها ، با تو بی خود می شویم
تشنه ی ایاک نعبد می شویم
ای شکوه قل هو الله احد
نغمه ی شیرین الله الصمد
شب پرستان با رسوا می شوند
شرک های تازه افشا می شوند
مثل روزی جلوه گر در هر کجا
بس که پیدایی نمی بینم تو را
با خیالت زندگانی می کنیم
بی غم پیری جوانی می کنیم
پشت ابر گریه پنهان خنده ام
تا در آید دولت پاینده ام
بر مدار غربت و غم گردشم
نام مهدی می دهد آرامشم
خاک هم با تو تبسم می کند
بر لبت باران تیمم می کند
ای صفای آسمان نفره کوب
روی ماهت آفتاب بی غروب
هم خلیل و هم دلیل راه ما
آشناتر از همه با آه ما

عمر ما در حسرت رویت گذشت
روز ما بی شام گیسویت گذشت
سینه ها در آتش مهجوری ات
هر نفس تکرار داغ دوری ات
سر به زانوی شکیبای بس است
عکس تو قاب رویایی بس است
آتشی در سینه می خواند تو را
صبح هر آدینه می خواند تو را
تا به کی این دوری و دیوار غم
کی به آخر می رسانی کار غم
اشک ما خون شد به چشم روزکار
کی به پایان می رسد این انتظار
ای تمام عشق در لبخند تو
می دمد کی روی بی مانند تو
جلوه کن تا سر دهم در پای تو
گل کند در چشم من سیمای تو
ای جنود عقل و عشق انصار تو
می دهد سامان خدا بر کار تو
دست حق صولت به هر گام تو ریخت
دلبری در دامن نام تو ریخت

شهد پیروزی به فرجام تو زد
آخرین پیمانه در جام تو زد
با تو روزی ای شکوه بی شکست
هیبت مستکبران خواهد شکست
بی عصا رام تو دریا می شود
روزگار زشت زیبا می شود
کهنه گردد با نگاهت هر غمی
زندگی نو ، زنده از نو آدمی
می شود روزی بنای غم خراب
می گذارد یار ما پا در رکاب
می رسد روزی بهار بی خزان
فصل پیوند زمین با آسمان
ای خوشا در دولت تو زندگی
سربلندی بندگی بالندگی
با زبان آشنا می خوانمت
از غروب کربلا می خوانمت
از لب اصغر صدایت می کنیم
با دل زینب دعایت می کنیم

حسین بادروج


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


می توان پر کشید بی پر وبال پر کشیدن در آسمان خیال قصه ی انقلاب و مردانش همه بی غل و غش، همه خوشحال ه
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 10:8 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بمناسبت سالگرد شهادت شهیداندرزگو

 

می توان پر کشید بی پر وبال
پر کشیدن در آسمان خیال

قصه ی انقلاب و مردانش
همه بی غل و غش، همه خوشحال

همه اهل قناعت و مومن
خنده های بلند و سفره های حلال

قصه های امام خوبی ها
مکر روباه و حیله های شغال

تا پلیس محله مسجد بود
دزد ایمان ما نشد رمال

یاد روزی که چشم ما وا شد
به تماشای اولین سریال

از خوشی های دوستی ناباب
یک جوانی گذشت در اغفال

یاد گلهای پرپر جبهه
عاشقان چفیه و یک شال

دیگر آن شوق سنگرها رفت
آه از روزگار رو به زوال

قصه ی انقلاب و قصه ایثار
کرد خوبان قصه را غربال

سینه سرخان مسجدی رفتند
تا فراسوی آسمان خیال

دوستانم شهید گم نام اند
نام من شد بسیجی فعال

با صدایی گرفته میگویم
از شهیدی که هست راه وصال

سال ها میشود که رفته و اما
کسی از نام او نکرد سوال!

قلب من خورده پیوند با شخصی
چشمه ی عمراو زلالِ زلال

نیمی از انقلاب به نامش شد
نیمی از قلب من هم بدین منوال

گرچه من بنده کمی هستم
روح او عاشقم میکند هرسال

من اسیرمرامت شدم اندرزگو
سیدی که شدی هزارویک تمثال

ناگهان با زبان روزه و شلیک
شد گل آرزوی رهبری پامال

انقلاب ما ثمر داد آخر
عمر سید ولی نداد مجال

میثم جلالی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چون پشیمان نیستیم آقا پریشان می شود فعل ما می بیند و هر روز گریان می شود قلب او از دست ما خون است، غص
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 10:7 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چون پشیمان نیستیم آقا پریشان می شود

فعل ما می بیند و هر روز گریان می شود

قلب او از دست ما خون است، غصه می خورد

بس که ما در غفلتیم از غصه نالان می شود

ما خطا کردیم، آقا دید و بر ما اشک ریخت

جای نفرین از خدا خواهان غفران می شود

از من و تو قلب او هر چند خیلی خون شده

خیر حق را بهر ما همواره خواهان می شود

دیدن نامحرمان دیدار او از ما گرفت

دیدنش تنها نصیب چشم پاکان می شود

ما به شهر معصیت ساکن شدیم و غافلیم

از گل نرگس که ساکن در بیابان می شود

خود نظر دارد که نامش بر لب ما جاری است

ور نه باغ گل کجا در کنج ویران می شود

روز و شب یاد لب عطشان جدش می کند

روضه خوان مقتل شاه شهیدان می شود

وقت غارت کردنش آمد صدا زد خواهرش

این حسین توست یا جدا که عریان می شود

 

حاج مجتبی قاسمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شمعی شدم که بی تو به سوسو درآمده ست سوسو کنان دوباره از این سو درآمده ست چشمم ز گنبد تو خود ماه آمده
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:59 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شمعی شدم که بی تو به سوسو درآمده ست
سوسو کنان دوباره از این سو درآمده ست

چشمم ز گنبد تو خود ماه آمده
ابرو به صحن رفته و چاقو درآمده ست

اصلا برای اینکه شود خاک پای تو
بالای چشم های من ابرو درآمده ست

هرشب گر از حوالی گنبد گذشته است
حق می دهم که ماه به زانو درآمده ست

زانو زده ضریح و برای نوازشم
ازکتف مرقد تو دو بازو درآمده ست

ازگوش پا گذاشته در سینه یا رضا
ازبین لب به عشق تو یاهو درآمده ست

درصحن جامع آمده گرگی به شکل من
از صحن انقلاب تو آهو درآمده ست

مهدی رحیمی زمستان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خیرت رسید و عبد معاصی عطا گرفت، پست و حقیر عالم امکان بها گرفت، رو بر تو کرد با همه ی روسیاهیش، ازگ
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:59 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

خیرت رسید و عبد معاصی عطا گرفت،

پست و حقیر عالم امکان بها گرفت،

رو بر تو کرد با همه ی روسیاهیش،

ازگوشه چشم نافذتان او شفا گرفت،

آقا ردش نکن که امیدش فقط تویی،
باصد امید کوبه ی بیت الولا گرفت،

جانی دوباره در تن بی جان او نشست،
تا عشقتان میان دلش را فرا گرفت،

یاایهالرئوف و زلطف مجسمت،
بی دست و پاترین بشردست و پا گرفت،

بخشیده شد تمام گناه و خطای او،
وقتی قدم در آن حرم باصفا گرفت،

شبنم ز دیده ی تر او بر زمین چکید،

بازائرین تو چو دم یارضا گرفت،

یا ایهاالکریم و به عشق نگاه تو،
بنگر دراز دست خودش این گدا گرفت،

قربان نام تو که گره را گشایش ست،
باید که نام اطهرتان را طلا گرفت،

هرکس زآب دلکش این بارگه چشید،
دیگر کجا نشانه ز آب بقا گرفت،

من ازلبان عاشق رندی شنیده ام،
اینجا زرافت تو شود کربلا گرفت،

بی شک نشسته دردلتان مهر نوکری،
کو در حرم نوای شه سر جدا گرفت،

گفتی که گریه کن تو به جد غریب ما،
یابن الشبیب گریه ی تو هر کجا گرفت،

ما هم به رسم و کار شما گریه میکنیم،

هرجا کسی زماتم جدت عزا گرفت،

شعرم تمام، حرف دلم ناتمام ماند،
آهی زیاده تر ز سرش از شما گرفت،

رضا آهی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دوباره قسمت من شد مسافرت باشم در این زیارت مخصوصه زائرت باشم دوباره رزق عزای حسین و دست شما بناست
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:58 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دوباره قسمت من شد مسافرت باشم

در این  زیارت مخصوصه زائرت باشم

 دوباره رزق عزای حسین و دست شما

بناست قبل محرم مجاورت باشم

 کنار پنجره فولاد ، حاجتم این است:

نظر کنی که حبیب مظاهرت باشم

 اگر چه غرق گناهم ولی مدد کن تا…

همیشه نوکر تحت اوامرت باشم

 ورق ورق ، دو سه تا بیت ناقص الوزن و…

سیاه مشق نوشتم که شاعرت باشم

 

  پوریا باقری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ما کجا؟ مونس تنهایی دلدار شدن سال‎ها انس گرفتیم به سر بار شدن کم‎کم از چشم می‎افتند ز تو بی‎خبران
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:56 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ما کجا؟ مونس تنهایی دلدار شدن
سال‎ها انس گرفتیم به سر بار شدن

کم‎کم از چشم می‎افتند ز تو بی‎خبران
آخر غفلت ما چیست به جز خوار شدن

شرم دارم که فقط مزد بخواهیم از تو
شرم دارد ز طلبکار، طلبکار شدن

کار اگر غیر گدایی ز در خیمه‎ی توست
راضی‎ام من همه‎ی عمر به بی‎کار شدن

کاش می‎شد که نجاتم بدهی از این خاک
کاش می‎شد بدهی فرصت بیدار شدن

تو که ردم بکنی وای به احوال دلم
شرمسارم نکن از حس دل آزار شدن

همه‎ی حسرت این قلب شکسته این است
اربعین، کرب و بلا، قاطی زوار شدن

روز و شب روضه‎ی تو پای همین یک روضه است
روضه‎ی زینب و هم صحبت اشرار شدن

شاعر؟؟؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هرجا غم تو هست، بجز غم عزیز نیست پای غمت خوشی دو عالم عزیز نیست از اهل روضه های تو حاجت گرفته ایم گری
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:56 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هرجا غم تو هست، بجز غم عزیز نیست
پای غمت خوشی دو عالم عزیز نیست

از اهل روضه های تو حاجت گرفته ایم
گریه کن تو پیش خدا کم عزیز نیست

آب بقا کجا و کجا اشک های ما؟
کوثر که هست چشمه ی زمزم عزیز نیست

اثبات کرده اند شهیدان راه تو
در امتحان عشق تو جان هم عزیز نیست

عمری که با تو می گذرد سال ها خوش است
اما بدون لطف تو یک دم عزیز نیست

ما اهل گریه ایم و کتابی برای مان
اندازه ی لهوف و مقرم عزیز نیست

چون ماه عشق بازی با توست ، نزد ما
ماهی شبیه ماه محرم عزیز نیست

ما از زبان سعدی شیراز گفته ایم :
ما را بجز تو در همه عالم عزیز نیست

مجتبی خرسندی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حرم جهان من و اسمان مردم بود همیشه خاطره انگیز و پر تلاطم بود حرم برای من اغاز راه رفتن شد شما معلم و
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:56 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

حرم جهان من و اسمان مردم بود
همیشه خاطره انگیز و پر تلاطم بود
حرم برای من اغاز راه رفتن شد
شما معلم و تشویق من تبسم بود
سرود چک چک باران و سنگ مرمرها
و کودکی که سرش زیر چادری گم بود
تو را مخاطب حرفم همیشه می دیدم
چقدر بین من و چشمتان تفاهم بود
سه بخش بود “محبت” دلم به من میگفت
پدر و مادر و بخشی امام هشتم بود
“دلم برای خودم تنگ میشود” وقتی
ضریح کودکی ام کاسه های گندم بود
تمام خاطره های سپید من اینجاست
شب و حرم و فرشته که در ترنم بود
کجاست لهجه صاف دهاتی ام امروز
که در ضمیر وجودم هر انچه گفتُم بود
سخاوت ابدی تو سهم این خاک است
و دست های شما ابروی افلاک است


حسن کردی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مردغریبِ بُرده عبا روی سر،نیافت خون لخته ریزد از لبت ای خون جگر نیافت از زهر پای تا به سرت تیر می کِش
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:55 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مردغریبِ بُرده عبا روی سر،نیافت
خون لخته ریزد از لبت ای خون جگر نیافت
از زهر پای تا به سرت تیر می کِشد
دیگر به کوچه روی زمین اینقدر نیافت

درد سرت ز چیست به جایی نخورده است؟
چشمت سیاه رفته،از این درد سر نیافت
پنجاه مرتبه-به زمین خورده ای-بس است
یا فاطمه(س)بگوی واز این بیشتر نیافت
دیوار را بگیر-کمک حالِ خوبی است
راهی نمانده-می رسی-آهسته تر نیافت
مَردُم دراین مَسیربه تو بی تفاوتند
باشد-بیافت ولی در گذر نیافت
تا خانه پهلویت به سلامت نمی رسد
با سنگهای لَب پَرِ این کوچه،دَر نیافت
درها که بسته-حُجره که بی فرش مانده،پس
بر خاک قتلگاه زصورت،زسر نیافت
لب تشنه مثل مار گزیده-به خود مپیچ
دِق می کُندبرابر چشم پسر نیافت

علیرضا شریف


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به جز هوای حرم در سرم هوایی نیست اسیر دام تورا حاجت رهایی نیست به غیر گوشهٔ بام تو-ای امام رئوف کبوتر
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:55 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به جز هوای حرم در سرم هوایی نیست
اسیر دام تورا حاجت رهایی نیست
به غیر گوشهٔ بام تو-ای امام رئوف
کبوتر دل من جلد هیچ جایی نیست

بدون پَرتُوِنور تو ای جناب ضُحی
فقط سیاهی محض است روشنایی نیست
سرت همیشه شلوغ است وهیچ سلطانی
به خواب صاحب همچین برو بیایی نیست

اگر که نوکر این درگهم حساب کنی
مرا به شاهی عالم هم اِعتنایی نیست
خدا گواست که دردستهای محتاجم
به جز به محضرتان کاسهٔ گدایی نیست

همه قبیلهٔ من رفته اند قربانت
به غیر تیر نگاهت که آشنایی نیست
بدون آبرویی که شما به من دادید
به قدر پول سیاهم مرابهایی نیست

دلم گره به ضریح تو خورده میدانم
به غیر این گره،هیچم گره گشایی نیست
هزار سال نمیخواهم آن بهشتی را
که دل سپردهٔ این گنبد طلایی نیستژ

علیرضا شریف


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


زبان قلم شد و دل صفحه ایی ز دفتر شد فضای دور و برم گوییا معطر شد تفضلی زخدا بود و سوی من آمد لبان من م
پنجشنبه 04 شهريور 1395 ساعت 9:50 | بازدید : 0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

زبان قلم شد و دل صفحه ایی ز دفتر شد
فضای دور و برم گوییا معطر شد

 تفضلی زخدا بود و سوی من آمد
لبان من متنعم به نام حیدر شد

 مرا کجا غزل از شاه لا فتی گفتن
از آن امام همامی که عشق داور شد

 برای مدح علی پای شعر من لنگ ست
کسی که مادح او مصطفی مکرر شد

 سرود ختم رسولان علی و انفسنا
پیمبری که جهان از رخش منور شد

 کنار واژه ی زهرا علی چه جلوه گرست
به اذن حضرت حق اینچنین مقدر شد

 میان طالع زهرا خدا علی به نوشت
نگار ختم رسل تکیه گاه صفدر شد

 علی مدال ولایت به گردنش افتاد
همینکه سائل انگشترش مفخر شد

 مثال شیر خداوند علی کجا باشد
که خرد طایفه اش چون علی اصغر شد

 میان خلقت خود پهلوان خدا کم داشت

 علی که آمد و راحت خدای منذر شد

 زمین ز شور نبردش به لرزه می افتاد
همین که گویی برپا زمان محشر شد

 زدرب قلعه ببین قدرت یدالله را
که کنده گشت و علی پهلوان خیبر شد

 چه ضربه ای!که شد افضل عبادت الثقلین

 چه ضربتی که دونیم جسم خصم کافر شد

 علی برنده شدو نقطه نقطه ارض و سما

 پر از نوای خوش کردگار اکبر شد

 غلام درگه یار از قدیم الایامیم
عیارمان به خدا عشق آن مطهر شد

 بهشت حضرت حق خانه ی بزرگان است

علی که بود و که نامش کلید این در شد

 هرآنکه نوکر این خانواده شد آری
عزیز هر دو جهان چون جناب قنبر شد

 ره علی و خدا یک رهست قسم بر حق

لعین شد آنکه علی را همیشه منکر شد

رضا آهی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چشم هایش نشر دین ، تبلیغ آیین میکند عطر او فیضیه ها را عطرآگین میکند نامسلمان را مسلمان میکند با هر
چهارشنبه 03 شهريور 1395 ساعت 10:42 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چشم هایش نشر دین ، تبلیغ آیین میکند
عطر او فیضیه ها را عطرآگین میکند

نامسلمان را مسلمان میکند با هر نفس
برکتش همواره کافر را خدابین میکند

دختر معصوم یعنی حضرت معصومه که
دست اعجازش کتاب الله تدوین میکند

زائر کعبه طواف مرقدش را هفت بار
موسم حج دور بیت الله تمرین میکند

میدرخشد از دل چادر نمازش آفتاب
نور عالم را خدا اینگونه تامین میکند

آبرو و اعتباری میدهد پابوسی اش
"مرعشی" را خاک کویش عالم دین میکند

آب شور این حرم با رحمت خاتون شهر
زندگی تلخ را شیرین شیرین میکند

از کریمه جز کرم چیزی ندیده سائلش
هرچه را در خانه دارد نذر مسکین میکند

صورت و سیرت اگر زیباست کار چشم هاست
صورتم را گریه ی در روضه تزئین میکند

مطمئن هستم که آقای خراسان تک تک
گریه کن ها را برای روضه گلچین میکند

محض دیدار برادر از مدینه خواهری
مرکبش را با دو دست خسته اش زین میکند

حاجتش تنها زیارت کردن روی رضاست
هرشب از شوق اجابت ختم یاسین میکند

باز هم عشق و علاقه به حسین دیگری
زینبی را از فراق یار غمگین میکند

روضه اش یعنی گریزی سوی دشت کربلا
پس مسیر روضه را اینگونه تعیین میکند

جای شکرش باقی است این خواهر محزون ندید
سینه ی آزرده ای را چکمه سنگین میکند

 

علیرضا خاکساری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


وقتی که حال و روز تو بهتر نمی شود در چهره ام امید میسر نمی شود با زحمتی دو دیده به من بازکن گلم آیینه
چهارشنبه 03 شهريور 1395 ساعت 10:40 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

وقتی که حال و روز تو بهتر نمی شود
در چهره ام امید میسر نمی شود

با زحمتی دو دیده به من بازکن گلم
آیینه از نگاه، مکدر نمی شود

پرپر مزن میان قفس، ای شکسته پر
این پر برای پر زدنت پر نمی شود

از میخ در حکایت شرم مرا بپرس
رویم سپید پیش پیمبر نمی شود

بر روی زخم گونه ی خود جان مرتضی
مرهم گذار، گوشه معجر نمی شود

داغت عجیب پشت علی را شکسته است
از پا فتاده، فاتح خیبر نمی شود

باشد، حسین را به برم می کشم، برو!
اما بدان، محبت مادر نمی شود
***
با التماس گفت: مرو! پیش من بمان
زهرا اشاره کرد که، دیگر نمی شود

 

علی شکاری


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


سربازی شاه محترم، زیباتر بر دوش بگیریم علم، زیباتر از بین تمام اسم و القاب به ما گویند مدافع حرم زیب
چهارشنبه 03 شهريور 1395 ساعت 10:37 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

سربازی شاه محترم، زیباتر
بر دوش بگیریم علم، زیباتر
از بین تمام اسم و القاب به ما
گویند مدافع حرم زیباتر

***

با غصه و با دیده نم می خوانیم
یک بند ز شعر محتشم می خوانیم
همواره گریز روضه زینب بشود
وقتی ز مدافع حرم می خوانیم

***

از سفره شاه با کرم می گیریم
با ذکر حسین نوحه و دم می گیریم
ما روزی عاقبت بخیری را در...
تشییع مدافع حرم می گیریم

***

یک بیت ز شعر محتشم حک بکنید
گلدسته و گنبد حرم حک بکنید
بر سنگ مزار من، کنار اسمم
ای کاش مدافع حرم حک بکنید

 

ایمان کریمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کم کم مسافران سحر را خبر کنید باذکر یا حسین به مشهد سفر کنید خودرا میان صحن رضا دربه در کنید شب تا اذ
دوشنبه 01 شهريور 1395 ساعت 9:30 | بازدید : 43 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

کم کم مسافران سحر را خبر کنید
باذکر یا حسین به مشهد سفر کنید
خودرا میان صحن رضا دربه در کنید
شب تا اذان صبح به گنبد نظر کنید
داریم اهل رحمت مخصوصه میشویم
آماده زیارت مخصوصه میشویم
باید تمام همت خورا به کار بست
حالا که بار عام شده کوله بار بست
یا جبر عشق در بروی اختیار بست
دل را به حلقه های ضریح نگار بست
در طوس برگزار شده اعتکاف ما
صد حج واجب است ثواب طواف ما
شکرخدا که از فقراییم تا ابد
از حاجیان کوی رضاییم تا ابد
پیش رضا کنار خداییم تاابد
ماراهیان کرببلاییم تا ابد
در صحن کهنه بود که تایید ما رسید
آقا نگاه کردو روادید ما رسید
ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن
دل را بیا به جاده مشهد روانه کن
یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن
پیش کریم نوکری عاشقانه کن
آنجا برات کرببلا زود میرسد
هی خون دل نخور بخدا زود میرسد
آقا خودش غریب و به فکر غریب هاست
مرثیه خوان روضه یابن شبیب هاست
هرشب دلش شکسته شیب الخضیب هاست
آزرده از مزاحمت نانجیب هاست
یک عمه بود و لشگر اوباش بی حیا
عالم فدای شیرزن دشت کربلا

 


سید پوریا هاشمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شب نشینی چه قـدر بین دو گنبـد زیباست در جـوار حـرم آل محـمـد (ص) زیباست یک طرف حضـرت شـاه و طرفی حض
دوشنبه 01 شهريور 1395 ساعت 9:30 | بازدید : 15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شب نشینی چه قـدر بین دو گنبـد زیباست

در جـوار حـرم آل محـمـد (ص) زیباست

 

یک طرف حضـرت شـاه و طرفی حضـرت مـاه

گـردش دیــده و سـر هـر دو مجـدد زیباست

 

 

گـر نـدانـی بــه کدامـیـن حـرم اول بـروی

گـر بـمانـی وسـط ایــن دو مردد زیباست

 

رو بـه سوی حـرم عـشـق سـلامی بـدهـی

نــام او را بـکـشی یکـسـره ممتـد زیباست

 

گـر که بـرگـردی و یـک بـدر ببـیـنـی به جلـو

بـعـد از آن ذکـر ابـاالـفـضـلی ِ ابجد زیباست

 

چشم ها خیره بـخرما و رطب ها شده است

هـر کـه یک دانـه از آن نخـل بچیـنـد زیباست

 

چـون که بـا پـای برهنـه بکنی سعی و صفـا

عکس گنـبـد بـه نـگاه تـو بـیـوفـتـد زیباست

 

روضه های شب بیـن الحرمینـش درد است

حال هر عاشـق او گـر بـشـود بـد زیباست

 

تشنه لـب را بـه کـنــار حرمـش یـــاد کـنـی

دانه های گــوهـر چـشـم بـریــزد زیباست

 

بـعـد از آنی که ز بـیـن الـحرمـیـنـش بــروم

عـزم دیــدار رضـــا دیـدن مـشهـد زیباست

 

محمد مبشری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


به مناسبت روز جهانی مسجد مسجد محلّ سجده و جای عبادت است مسجد بزرگ سنگر یاران نهضت است این خانهٔ خد
دوشنبه 01 شهريور 1395 ساعت 9:28 | بازدید : 3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به مناسبت روز جهانی مسجد

 

مسجد محلّ سجده و جای عبادت است

مسجد بزرگ سنگر یاران نهضت است

این خانهٔ خداست تمیزش نگاهدار

در دین ما نشانهٔ ایمان نظافت است

چون کعبه احترام مساجد فریضه است

پرهیز کن ز تفرقه هنگام وحدت است

نازم به اتّحاد مُصلّین با خلوص

تحکیم معرفت به نماز جماعت است

همراه با امام جماعت جهاد کن

پاداش این مجاهدت ای دوست جنّت است

هر جمع را امام جماعت بود مدیر

آنکه مدبّر است معین ولایت است

از دست خادمین مساجد "کلامیا"

تقبیل کن که حرمتشان بی نهایت است

 

 

حاج ولی الله کلامی زنجانی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار متفرقه ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دلم با کسی جز تو کاری ندارد نه کاری نه یاری قراری ندارد نفس در هوای بدون حسین به هستی من سازگاری ند
یکشنبه 31 مرداد 1395 ساعت 9:33 | بازدید : 23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دلم با کسی جز تو کاری ندارد

نه کاری نه یاری قراری ندارد

نفس در هوای بدون حسین

به هستی من سازگاری ندارد

تو میدانی و من خدا هم گواه

که دل بی شما اختیاری ندارد

زمین را خدا خلق میکرد و گفت

که بی کربلا اعتباری ندارد

حسین گفتم و روحم ارام شد

کسی انچه را که تو داری ندارد

دلم را از اینجا ببر تا حرم

برای تو اقا که کاری ندارد

من و شوق شش گوشه و یک زیارت

دلم غیر از این انتظاری ندارد

بذکر حسین تطمین القلوب

جز این مذهب ما شعاری ندارد


حسن کردی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شهره ی این دل مجنون شده افسانه بیا جای من تا به ابد گوشه ی ویرانه بیا زهر باشد نفسی بی تو اگر ماندن م
شنبه 30 مرداد 1395 ساعت 8:0 | بازدید : 5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شهره ی این دل مجنون شده افسانه بیا
جای من تا به ابد گوشه ی ویرانه بیا

زهر باشد نفسی بی تو اگر ماندن من
جام غم را ز فراقت همه پیمانه بیا

روز و شب گوشه خلوت همه ام چشم امید
عمر من طی همه در گوشه ی میخانه بیا

راز پنهان تو کی فاش شود ای مه ناز
عشق تو شمع و وجودم همه پروانه بیا

من نه تنها همه در بند تو مشتاق و اسیر
عالمی شد به رهت کشته و دیوانه بیا

من نه شکوه ز فراغت ، دل و جانم همه مرد
حسرت توست بدل داخل این خانه بیا

محمد مبشری


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


بوی ظهور می‌رسد از کوچه‌های ما نزدیک‌تر شده به اجابت دعای ما دیگر دو بال آرزوی ما شکسته است از انت
شنبه 30 مرداد 1395 ساعت 7:59 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بوی ظهور می‌رسد از کوچه‌های ما
نزدیک‌تر شده به اجابت دعای ما

دیگر دو بال آرزوی ما شکسته است
از انتظار پر شده حال و هوای ما

این هفته هم سه‌شنبه شب جمکران گذشت
پاسخ نداشت این همه آقا بیای ما…

دیگر به آخر خط دوری رسیده‌ایم
ای انتهای غیبت تو ابتدای ما

این پنج روزه نوبت ما، کاش با تو بود
بر روی ردّ پای تو می‌بود پای ما

یک جمعه گریه‌های تو را درک می‌کنیم
عجّل، امام منتقم کربلای ما

علی ناظمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دست بالای دست حیدر نیست مثل و مانند شاه خیبر نیست او فقط لایق امیری هست هر کسی که امیر و رهبر نیست ن
شنبه 30 مرداد 1395 ساعت 7:58 | بازدید : 21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

دست بالای دست حیدر نیست
مثل و مانند شاه خیبر نیست

او فقط لایق امیری هست
هر کسی که امیر و رهبر نیست

 

نظر سائلان همه این است
از علی هیچ کس سخی تر نیست

همه ی خلق نوکرش هستند
ولی یک تن مثال قنبر نیست

هم امام است و هم نبیُ الله
چه کسی گفته او پیمبر نیست

از زمین تا به آسمان فرق است
آب زمزم که آب کوثر نیست

هر چه گل هست در تمام جهان
بی ولای علی معطر نیست

پشت حیدر به فاطمه گرم است
بیخودی او دلیر و صفدر نیست

ابراهیم لآلی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تقدیم به مدافعان حرم- تیپ فاطمیون آن دم كه نفس كشیدم از هجرانت شرمنده شدم از تو و از ایمانت آه اى گ
شنبه 30 مرداد 1395 ساعت 7:54 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به مدافعان حرم- تیپ فاطمیون

 

آن دم كه نفس كشیدم از هجرانت

شرمنده شدم از تو و از ایمانت

آه اى گل سرخ خیمه ى فاطمیون!

دیباچه دشت خون شده چشمانت

***

وقتى كه زمین دستخوش پاییز است

از ناله عاشقان،زمان لبریز است

در فصل وداع "فاطمیون" ،افسوس

این عرض ارادت دلم ناچیز است

***

در بزم فلك، دوباره اختر داریم

پیوند شقایق و صنوبر داریم

در شام و حلب همنفس "فاطمیون"

خون نامه ى لاله هاى پرپر داریم

***

در دشت شقایقى كه قربانگاه است

از هر نفس لاله ،زمان آگاه است

در معركه ى عاشقى "فاطمیون"

لبخند رضایت رسول الله است

 

محمد مهدی عبدالهی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی مر
جمعه 29 مرداد 1395 ساعت 12:24 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی
کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی

تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی
مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی

دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد
میان راه مانده ام، حمایتم نمی کنی؟!

چه نذرها نکرده ام که زیر و رو شود دلم
به هر دری که می زنم اجابتم نمی کنی

اسیر ظلمت دلم شدم عزیز فاطمه
به یک دعا مرا غریق رحمتم نمی کنی؟!

اگر بناست سهم من همیشه دوری ات شود
چرا مرا نمی کشی و راحتم نمی کنی؟!

کسی من خراب را به سوریه نمی برد
در این بساط عاشقی ضمانتم نمی کنی؟!

***

فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد
برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی؟!

بزرگ این قبیله ام… مرا نزن عقیله ام
کمی حیا و شرم از شرافتم نمی کنی؟!

محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


عاشق فقط به دیده ی گریان دلش خوش است هجران زده به حال پریشان دلش خوش است عشق است هرچه را بپسندی برای
جمعه 29 مرداد 1395 ساعت 12:24 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عاشق فقط به دیده ی گریان دلش خوش است
هجران زده به حال پریشان دلش خوش است

عشق است هرچه را بپسندی برای من
دلداده ات به غربت و هجران دلش خوش است

"گفتی بسوز در غم من...ای به روی چشم"
دلسوخته به لذت درمان دلش خوش است

با فقر محض آمدنم عیب و نقص نیست
وقتی که مور هم به سلیمان دلش خوش است

محتاج یک نگاه کریمانه ی تو ام
قحطی زده به قطره ی باران دلش خوش است

در پشت در نشستن من بی دلیل نیست
سائل فقط به لطف کریمان دلش خوش است

با دست مهربان خودت لقمه ای بگیر
خیلی گدا به لقمه ای از نان دلش خوش است

اینجا بساط شاه و گدا فرق می کند
اینجا خود کریم به مهمان دلش خوش است

گیرم که خشک هم بشود چشم نوکرت
بر ابر رحمت تو کماکان دلش خوش است

می گفت عاشقی که زیارت نرفته بود
تنها به لطف شاه خراسان دلش خوش است

وقتی دلت گرفت فقط فابک للحسین
نوکر به روضه ی شه عطشان دلش خوش است

ای شهریار نیزه نشین آیه ای بخوان
دردانه ات به آیه ی قرآن دلش خوش است

 


علی سپهری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تقدیم به مدافعان حرم روزهای نبرد شهرِ دمشق معنی کُلُّ یومٍ عاشوراست با بصیرت، اگر نگاه کنی عرصه
جمعه 29 مرداد 1395 ساعت 12:23 | بازدید : 7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به مدافعان حرم

 

روزهای نبرد شهرِ دمشق

معنی کُلُّ یومٍ عاشوراست

با بصیرت، اگر نگاه کنی

عرصه ی اقتدا به کربُبَلاست

 

وَ دوباره به نام مذهب و دین؛

جنگِ امروز، عین دیروز است

می شود آخرش، چنین اثبات

"خون به شمشیرظلم پیروز است"

 

جانْ گرفته به دست، آمده اند

چه شرافت،چه همّتی دارند

در دفاع از حریم آلُ الله

فاطمیون چه غیرتی دارند

 

چه پدرها که از غمِ آنان

به دلِ خود نهاده اند آذر

پیروان حسین و اکبر او

خودشان هم شدند علی اکبر

 

سرسپردند و سرفدا کردند

ارباً اربٰا، مُقَطَعُ الأعَضٰاء

ذکر لبهایشان دمِ آخر

"لَکَ لبیک زینب کبری "

 

ما که ماندیم لااقل باید

پاس داریم با قلمْ، شهادت را

تا شود ثبت، در همه تاریخ

بنویسیم این روایت را

 

بنویسیم از جوانانی...

که بُریدند از زن و همسر

وَ به دور از همه تعلّق ها

ره سپردند تا سرای دگر

 

بنویسیم از کسانی که

راه صدساله را شبی رفتند

مایه از جان خود گذاشتند و..

زینبی مانده، زینبی رفتند

 

بنویسیم از کسانی که

در بلاد غریب جان دادند

وَ به گمنامیِ تمام.. آخر

سرْ به پای حبیب، جان دادند

 

بنویسیم از " ابوحامد "

که نَسَب،از تبارِ شیران داشت

عاشقی کز هرات آمده بود

جا میانِ صف دلیران داشت

 

بنویسیم آخرش اینکه...

پای دین، ‌جان به کار می آید

می رسد در نهایت این جاده

به مسیری که یار می آید

 

کاش میشد که نام ما را هم

می نوشت حقّ، به دفتر زینب

جان و مالم چه ارزشی دارد

همه اش نذر معجر زینب

 

وحید دکامین


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امام زمان(عج)-مناجات محرمی زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی تو را ز
جمعه 29 مرداد 1395 ساعت 12:22 | بازدید : 9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی

کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی

تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی

مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی

دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد

میان راه مانده ام، حمایتم نمی کنی؟!

چه نذرها نکرده ام که زیر و رو شود دلم

به هر دری که می زنم اجابتم نمی کنی

اسیر ظلمت دلم شدم عزیز فاطمه

به یک دعا مرا غریق رحمتم نمی کنی؟!

اگر بناست سهم من همیشه دوری ات شود

چرا مرا نمی کشی و راحتم نمی کنی؟!

کسی من خراب را به سوریه نمی برد

در این بساط عاشقی ضمانتم نمی کنی؟!

**

فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد

برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی؟!

بزرگ این قبیله ام... مرا نزن عقیله ام

کمی حیا و شرم از شرافتم نمی کنی؟

 

محمد جواد شیرازی


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


امام حسین(ع)-مناجات خوب است روضه روضه ی ارباب بهتر است از این جهت که گریه کُنِ روضه مادر است باید ک
جمعه 29 مرداد 1395 ساعت 12:21 | بازدید : 13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات

 

خوب است روضه روضه ی ارباب بهتر است

از این جهت که گریه کُنِ روضه مادر است

باید که طفل اشک بیاید به گونه ام

وقتی که پلک ، دست به سینه دم در است

سر روی شانه چونکه به ذکرت بلند شد

سر نیست، واعظی ست که بر روی منبر است

ای سر بریده بعد تو سر در مرام ما

از نوکران خاصِّ درگاه حیدر است

حق می دهم اگر ببرد ارث از پدر

گریه کن حسین برایم برادر است

بالا ترین سِمَتِ درِ این خانه نوکری ست

این اعتبار حسرت سلمان و قنبر است

《نوکر بهشت هم برود...》نه بدون شک

نوکر بهشت هم نرود باز نوکر است

 

مهدی رحیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تقدیم به مدافعان حرم فدای چهره های كربلایی الهی كه بمیرم من...الهی قسم میدم شما رو به اباالفضل به
سه شنبه 26 مرداد 1395 ساعت 9:39 | بازدید : 11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به مدافعان حرم

 

فدای چهره های كربلایی

الهی كه بمیرم من...الهی

قسم میدم شما رو به اباالفضل

به ما جامونده ها،گاهی نگاهی... .

***

مهم نیست اینهمه زخم زبونا

شماها تا ابد  زخمىِ عشقین

مث اربابتون خیلی غریبین

شما كه پاسبانانِ دمشقین

 

عارفه دهقانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هر کسی با سر زلف تو قراری دارد همه ایام دلش حال بهاری دارد آن که دل کنده ز دنیا و تعلق هایش مثل تو دلب
سه شنبه 26 مرداد 1395 ساعت 9:35 | بازدید : 19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هر کسی با سر زلف تو قراری دارد
همه ایام دلش حال بهاری دارد
آن که دل کنده ز دنیا و تعلق هایش
مثل تو دلبر و دلدار و نگاری دارد

بیت بیتم همه بوی تو گرفته آقا
از همین است اگر شور و شعاری دارد
حاجت این است شود فیض شما شامل من
و بگویید که این نوکر عیاری دارد

آمدم مقصدم این است که نوکر باشم
نوکر دائمی آل پیمبر باشم

هفت اقلیم وجودم شده شیدایی تو
آسمان ها و زمین محو دل آرایی تو
گر چه آن عارض یوسف کش تو پنهان است
ولی این دل شده مجذوب به زیبایی تو
منم آن سائل بیچاره و درمانده و پست
به امید آمده ام بر در آقایی تو
آتشی هست در این سینه که وصفش نتوان
و دلم مشتعل از جلوه ی طاهایی تو

گره خورده است دل دلشدگان بر مویت
هست محراب دل خسته دلان ابرویت

صاحب معجزه ی حضرت موسی بازآ
زنده کن با نفست جان مسیحا بازآ
یوسف و حضرت یعقوب و تمامی رسل
همه صف بسته به امید تو آقا بازآ
سامرا ، شهر مدینه ، کاظمین و مشهد
شده دلتنگ بیا دلبر دل ها بازآ
کربلا ، کوفه ، نجف ، مسجد سهله ، مکه
همگی منتظرت ای گل طاها بازآ

جان هستی شده از هجر تو بی تاب بیا
تشنگانیم و تویی پاک تر از آب بیا

دست خالی مرا پر کن از احسان آقا
مکش از دست من خسته تو دامان آقا
همه ی آرزویم گوشه ی چشمی ز شماست
گوشه چشمی بنما جانب یاران آقا
حتم دارم که مرا راه دهی در بر خود
دوست دارم که شود هجر تو پایان آقا
دل من مثل کویر است و عطشناک شده
لطف کن بر دل من عشق بباران آقا

پسر حضرت نرجس بده در راه خدا
تو به داد دل من رس بده در راه خدا

محمد مبشری


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5


عاشقان تشنه ی دیدار سحر میمانند عاشقان ارزش این واقعه را میدانند عاشقان روزی خود وقت سحر میگیرند و
دوشنبه 25 مرداد 1395 ساعت 14:9 | بازدید : 17 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عاشقان تشنه ی دیدار سحر میمانند
عاشقان ارزش این واقعه را میدانند


عاشقان روزی خود وقت سحر میگیرند
و ز احوال هم اینگونه خبر میگیرند

عاشقان آینه ی پر ترک  هم هستند
عاشقان بر دل بشکسته چه محرم هستند

عاشقان محضر معشوقه ذلیلند فقط
و به درگاه همین خانه دخیلند فقط

در نبود آب این باغ چه راحت می مرد
اگر این خانه نبود این همه حاجت می مرد

باز هم نوکر پر درد سرت آمده است
پدر کشور مایی ، پسرت آمده است

آمدم در بزنم چشم به در دوخته ام
و کمی کار کنم با جگر سوخته ام

آمدم محضر سلطان به کسی رو نزدم
من به غیر از وسط صحن تو زانو نزدم

مادرم گفت سلامت برسانم آقا
مادرم گفت بیایم و بمانم آقا

مادرم گفت بگویم که مرا راه دهی
مادرم گفت به من اشک دهی آه دهی

رد نکن دست مرا نوکری ام در خطر است
و دعاهای پدر مادری ام در خطر است

به کسی ربط ندارد که گدایت هستم
که دل سوخته ام را به ضریحت بستم

به کسی ربط ندارد که گنهکارم من
که فقط چشم به دستان شما دارم من

به کسی ربط ندارد که پناهم هستی
که خریدار همین روی سیاهم هستی

به کسی ربط ندارد ؛ تو امامم هستی
دست این بی سر و پا را به نگاهت بستی

پای  پرونده ام امضای تو را میخواهد
و دل سوخته دیدار رضا میخواهد

میخرد سوخته دل سوخته دل را بهتر
و دلت سوخت اگر  میخرد آقا بهتر

ای که از عرش خدا پرچمتان بالاتر
من ندیدم بخدا از تو کسی آقاتر

ای که حاجات مرا پای ضریحت بستی
اربعین زود می آید ، سر قولت هستی؟

حرمت عرش معلاست حلالت باشد
حرمت قبله ی دنیاست حلالت باشد

وسط صحن شما یاد بقیع افتادم
اگر آهو شده ام ، بوده حسن صیادم

من اگر در به درم در پی دام حسنم
من مسلمان شده ی دست امام حسنم

مدتی هست که یک عالمه حسرت دارم
مدتی هست که من میل زیارت دارم

من بمیرم که نبینم حرمت را خاکی
پرچم و شال عزا و علمت را خاکی

میشود این حرم آرامش زهرا آخر
خودمان زائرتان میشویم آقا آخر

آرزوهای محال و شدنی را عشق است
وسط صحن حسن سینه زنی را عشق است

آخرش حسرت این دل که به سر می آید
مادری خسته به دیدار پسر می آید

مادری خسته ؛ چرا خسته ولی می آید؟
به گمانم که به دنبال علی می آید

مادری دست به دیوار نباشد هرگز
مادری خسته و بیمار نباشد هرگز

نفسم با نفس قافیه ها ریخت به هم
مادری خورد زمین و همه جا ریخت به هم

حسین رویت


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 15


تعداد صفحات : 647


 
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 25853
:: کل نظرات : 2076

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 23
:: تعداد اعضا : 1551

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 884
:: باردید دیروز : 2,966
:: بازدید هفته : 6,799
:: بازدید ماه : 87,845
:: بازدید سال : 772,276
:: بازدید کلی : 8,007,293